تشخیص از دست رفته – این داستان من است ، می تواند زندگی شما را نجات دهد

داستان من اواخر یک شب در دسامبر 2008 آغاز می شود. من فقط از یک سفر طولانی و فوق العاده به بوتان ، نپال و هند به خانه برمی گشتم و در میان کار با مردی بودم که دو تابستان او را ملاقات کرده و عاشقش شده بودم. قبل از. ما هر دو از سلامتی خوبی برخورداریم ، به طور منظم ورزش می کنیم و رژیم خود را در سمت سبک نگه می داریم. اما این شب به یک رستوران زیبا رفته بودیم. ما روحیه خوبی داشتیم و برای 70 و 75 سالگی جشن تولدی را به عنوان یک مهمانی بزرگ در ماه فوریه در نظر داشتیم. چند ساعت بعد از خواب ، گرفتگی شدید در سمت چپ و پایین من را بیدار کرد. شکمم نفخ کرده بود. شکمم مثل سنگ احساس سختی می کرد. نمی توانستم دراز بکشم بنابراین ایستادم. بلافاصله از درد خم شدم. با احساس ضعف بسیار خودم را با پشتی صندلی اتاق خواب حمایت کردم. نشستن یا دراز کشیدن احساس بدتری داشت. آن شب ، دور و اطراف و اطراف اتاق نشیمن راه افتادم و فکر کردم چه مشکلی وجود دارد و چه کاری باید انجام دهم. من سالهاست که از ناراحتی گوارشی رنج می برم ، اما هرگز چیزی شبیه به این. منطقی بود که باور کنم در هند یک اشکال برداشته ام. همانطور که راه می رفتم ، GasX را گرفتم. حدود ده دقیقه بعد ، حالم بهتر شد و توانستم دوباره بخوابم. فکر کردم این پایان کار است اما فقط آغاز کار است.

من یک روانشناس هستم که می شنوم بسیاری از مشتریان ناراحتی های گوارشی را توصیف متخصص قلب در مشهد  می کنند ، به خصوص پس از صرف غذا در یک رستوران. من به بسیاری از زنان گوش داده ام که توصیف راهپیمایی شبانه مشابهی را انجام می دهند که در آن تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که منتظر بمانند تا درد دستگاه گوارش فروکش کند. یک زن به من گفت که مادرش سالها مورد حمله بوده است و هرگونه درمان خانگی و نسخه پزشکی در کتاب را بدون هیچ گونه تسکین پایدار آزمایش کرده است. شنیدن اینکه مردم از درد چنان ترسیده اند شنیده می شود که باور دارند دچار حمله قلبی شده اند. آنها به یک ER مراجعه می کنند ، ساعت ها روی یک جاکفشی دراز می کشند و با تشخیص سوi هاضمه به خانه می آیند. هنوز چون درد شدید بود ، روز بعد با پزشک داخلی تماس گرفتم و چند روز بعد قرار ملاقات گرفتم. او مرا برای اسکن کبد ، کلیه ، مثانه صفرا و مری فرستاد ، در مطب وی نوار قلب را به من داد و برای سوiهاضمه Prevacid تجویز کرد. همه آزمایشات طبیعی بود.

اما هیچ چیز طبیعی نبود. من هر چند شب یکبار ناراحتی گوارشی شدید و اسپاسم دردناک داشتم. من به امید درک بهتر علائمم در اینترنت جستجو کردم. من مرتباً با ریفلاکس (ریفلاکس معده مری) و IBS (سندرم روده تحریک پذیر) آشنا می شدم. در هر جستجو ، بسیاری از علائم من توصیف شده بود اما در مورد فشار گاز ناشی از آن یا درد کمی ذکر شده بود. من یک متخصص تغذیه را دیدم که متقاعد شده بود که مثانه من از کار افتاده است. توصیه های غذایی او م didn’tثر نبود ، اما آگاهی من را از اهمیت رژیم غذایی افزایش داد. به طور خاص ، من یاد گرفتم که کربوهیدرات ها گاز تولید می کنند و پرخوری در هر وعده غذایی خاص فشار بیشتری را بر معده وارد می کند. من رژیم کم کربوهیدرات را شروع کردم و وعده های غذایی مکرر کوچک می خوردم. من هم بعد از شش عصر خوردن هر چیزی را متوقف کردم. حتی اگر عادت الکلی من کمی بیشتر از یک لیوان شراب همراه با شام بود ، من دیگر مشروبات الکلی را ترک کردم. به نظر می رسید یک لیوان شراب باعث ایجاد اسپاسم می شود. همان فنجان قهوه صبحگاهی من. با اتخاذ این تدابیر ، هر چند وقت یکبار این قسمت از درد شدید را تجربه کردم ، سرعت آن کاهش یافت اما وقتی یک نفر غلت خورد ، شدت آن را تحت تأثیر قرار نداد. اصلاح عادات غذایی من مطمئناً کمک کرد اما مشکلی حل نشد.